باب سوم. دربارهٴ معالجهٴ بيماريهاي چشم، گوش، بيني و دهان (27 فصل)، شامل كالبدشناسي چشم، آسيب ديدن قرنيه، ضعف بينايي، دندان درد ومعالجهٴ آن. شايد برنار نخستين نويسندهاي بوده كه در يك كتاب پزشكي از عينك سخن گفته است. او آن را ((روشنكنندهٴ چشم)) مينامد.
باب چهارم دربارهٴ دردهاي روحي (21 فصل). عنوان برخي فصلها چنين است: دربارهٴ لوچي، دربارهٴ درد زبان كوچك، دربارهٴ خشونت و تغيير صدا، دربارهٴ سرفه و ترشح خلط، درباب مشكلات تنفسي و تنگي نفس و غيره.
باب پنجم. درباب بيماريهاي هاضمه (22 فصل)، دربارهٴ موضوعاتي از قبيل: يبوست، كمي اشتها، اسهال خوني و غيره.
باب ششم. دربارهٴ ناراحتيهاي كليه و مثانه (16 فصل).
باب هفتم. درد اعضا كه در هر يك از دو جنس پديد ميآيد و علاج آن از سر تا قدم (24 فصل). در اين باب يكي از نخستين توصيفهاي فتقبند امروزي ديده ميشود، كه جان گادسدني هم بدون اشارهٴ مستقيم به گوردوني آنرا ذكر كرده، گرچه احتمالاً توصيفش از كتاب زنبق اقتباس شده است.
يك بيت از زنبق پزشكي دربارهٴ هشت بيماري مسري1 اغلب نقل شده است:
سل و طاعون و گري و زخمزرد
صرع و بادِ سرخ و خوره و رَمَد2
گرچه برنار در مورد مسري بودن صرع اشتباه كرده، ولي بحث او در آن باره از بسياري جهات درخور توجه است. گفتارش در موردعلل بيماري به شيوهٴ قديم است و همان اظهارات يوناني را تكرار كرده كه صرع ناشي از اخلاطي است كه مجاري مغز را مسدود ميكنند و مانع رسيدن هوا به اندامها ميشوند؛ ظاهراً او عقيده داشته اعصاب بر ماهيچهها فشاري مكانيكي وارد ميكنند. او نخستين كسي است كه حملهٴ صرع كوچك يا حملهٴ رواني كوتاه مدت را توصيف كرد. او علل تشديدكنندهٴ مختلف شكلهايي را كه يك حمله ممكن است به خود بگيرد دريافت. آنچه را كه ما اينك صرع جكسن ميناميم،3 قبلاً از جانب جالينوس و بار ديگر به اهتمام برنار شناخته شده